X
تبلیغات
جاده - تا کِی همه چیز را به شوخی گرفتن!


جاده

استاد گرامی، جناب محمدعلی
دیدم نوشته اید که:
"تا حالا خیلی سعی کردم درباره انتخابات چیزی نگویم، ولی راستش خیلی غصه می خورم که عاقبت ما با این جمع بی سواد و بی عاطفه چه خواهد شد."
به نظرم این جمله باید کمی تصحیح شود:"تکلیف ما با میلیون ها بی سواد کشورمان چه می شود؟"
منظورم کسانی است که داخل این نظام رای می دهند. کسانی که فکر می کند رای دادن حق مردم و نقطه آغاز دموکراسی است، اما از اندیشیدن به اینکه درون چه سیستمی رای می دهند، غافلند.
قبول دارم حق دادن رای از حقوق اولیه آدمی است. یکی از نقاط شروع دموکراسی است و حتی راه هر گونه تغییر از انتخابات می گذرد، اما ....
رای دادن در سیستمی غیر دموکراتیک و ظالمانه، عملی دموکراتیک محسوب می شود؟ کدامیک از این افراد دست به رای، قانون اساسی کشورمان را با دقت -حتی یک بار- مطالعه کرده اند؟ فراموش نکنیم که باید در چارچوب همین قانون اساسی رای بدهند، نه بیشتر. و در همین قانون مشروعیت ریاست جمهوری با تفیذ رهبری صورت می گیرد. از احکام حکومتی و الدورم بولدروم های رهبری در مخالفت با آرای ریاست جمهورهای پیشین-از بنی صدر تا احمدی نژاد- و سوگند رئیس جمهور برای حفظ همین نظام موجود می گذرم. تقلب نیز همواره در انتخابات ایران بوده و خواهد بود. جدا از شورای نگهبان که در حکم قیم مردم است و به آنها می گوید چه کسی را برای آنها شایسته می داند. پس چگونه می شود به برگزیده مشتی متحجر رای داد؟ چرا برخی بین این افراد معلوم الحال دست به گزینش زده و فکر می کنند یکی از آنها می تواند نقش چاقویی را بازی کند که دسته اش را می برد؟
آیا فکر می کنید واقع گرایانه باشد، کسی که با اساس این حکومت مشکل دارد بر سر جزئیات آن دست به انتخاب بزند؟ آیا منکر حرف های خمینی و خامنه ای هستید که بارها تاکید کرده اند: حضور در انتخابات-فارغ از رای دادن به هر نامزد و حتی دادن رای سفید- به منزلۀ تایید حکومت مرتجع اسلامی است؟ پس چرا باید در چنین بازی ننگینی تبدیل به مهره ای بی ارزش شد؟ اگر رای من ارزش دارد، باید از آن به دقت مراقبت کنم. باید به موقع و به جا آن را به کار برم. همان گونه که در دموکراسی های غربی برای آن ارزش قائل هستند. شهروندان به خوبی از ارزش رای خود آگاهند و هرگز آن را بیهوده و بی مطالعه خرج نمی کنند. اجازه خرج کردنش را نیز به سیاستمداران نمی دهند. ترکیه را ببینبد، مگر اردوغان ظاهراً با انتخاباتی دموکراتیک و با رای اکثریت بر سر کار نیامده؟ پس چرا میلیون ها مخالف دارد؟ مگر همیشه رای اکثریت به صواب نزدیک تر است؟ پس حقوق اقلیت چه می شود؟
من یکی از همان اقلیت ام که با وجود صغر سن، به دلیل موقعیت خانوادگی، شناخت از دین و حکومت دینی، یک "نه" به حکومت جمهوری اسلامی دادم و خود را تا آن درجه تنزل نمی دهم که بر سر انتخاب عروسک های خیمه شب بازی این نظام چون خاتمی، احمدی نژاد و ... دست به معامله بزنم. زمانی خمینی که از قدرت چپ ها آگاه بود و ما را باطل می دانست، چنین گفت: این طور نباشد که باطل در باطل مجتمع باشد و ما در خودمان متفرق.
او و سازمان های اطلاعاتی قرون وسطایی اش موفق شدند این یکپارچگی را بشکنند و 70 میلیون انسان را به تک سلول های خودسر و بی اطمینان به یکدیگر تبدیل کنند. به همین خاطر سه دهه دوام آورند. و با تفکری که در میان مردم ما هست، باز هم خواهند ماند. در چنین شرایطی، توصیه به رای ندادن، منع استفاده از حقوق شهروندی نیست. خاطرنشان کردن ارزش هر یک رایی است که صاحب آن هستیم. زمانی که این رای قرار است با منظور و نیت دیگری استفاده شود، چرا باید آن را ارزان واگذار کرد؟
من متاسفانه باور دارم که مردم ما ارزش هر تک رای خود را هنوز درنیافته اند. در آستانه 45 سالگی هستم و فقط یک بار رای داده ام. اولین انتخابات برای گزینش جمهوری اسلامی و چون سن و سالی نداشتم، به جای پدرم رای قرمز "نه" را به صندوق انداختم و هنوز به آن پای بندم. چون به ارزش تک رای خود واقفم. و تا زمانی که انتخاباتی برای گزینش نظامی دموکراتیک در ایران برگزار نشود، تا زمانی که به سلامت این همه پرسی باور نداشته باشم، رای ام را به رایگان واگذار نخواهم کرد. و هرگاه رای دادم، بعد از برقراری نظام یا ورود نامزدم به مجلس یا کاخ ریاست جمهوری، با تکیه بر همان یک رای خودم، پیگیر مطالباتم خواهم بود. دموکراسی یعنی این!

 امیر عزتی

تاريخ 92/03/21سـاعت نويسنده گولیا| |

MisS-A