<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جاده</title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 02 Jul 2013 18:13:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>از من نپرسید کی هستم و از من نخواهید همان بمانم.</title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com/post/153</link>
<description>چرا آزار؟ چرا تحمل؟ چرا رنجش؟ چرا سکوت؟ چرا سخن نباشد؟ چرا شناخت نباشد؟ این‌ها را از خودم می‌پرسم. «خودت را بشناس.» جمله بسیار شنیده‌شده سقراط فقید در این‌ مورد کاربرد دارد البته نه به معنای دریافت و درک حقیقت وجودی. در همان حدی که تکلیف ما با خواسته‌ و نیازهایمان مشخص باشد و در حد بهنجار هم اطرافیان و کسانی که با ایشان مراودات صمیمانه داریم در جریان باشند. حداقل شناخت از شرایط روانی و ظرفیت‌هایمان در گستره مراودات اجتماعی به ما در داشتن روابط با آزادی</description>
<pubDate>Tue, 02 Jul 2013 18:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gooliaa</dc:creator>
<guid>gooliaa.blogfa.com/post/153</guid>
</item>
<item>
<title>سرزنش‌گر نباشیم و به دنبال توانمندسازی باشیم</title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com/post/151</link>
<description>رفتار چیست؟ هر چیزی که فرد انجام می‌دهد. در دیدگاه‌های سنتی کارکرد روان‌شناختی انسان به سه طبقه تقسیم می‌شد: شناخت، عاطفه و رفتار اما در نظریه رفتاری مدرن هر سه طبقه را رفتار قلمداد می‌کند. رفتارگرایی مکتبیست در علم روانشناسی که مشخص‌ترین وجه آن توجه به رفتارهای آشکار و مشاهده‌پذیر است. اما در واقع این گروه وجود رفتارهای ناآشکار را نیز انکار نمی‌کنند و در حقیقت با جایگزین کردن پدیده‌های ذهنی با این رفتارهای ناآشکار مخالف هستند.</description>
<pubDate>Mon, 01 Jul 2013 16:18:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gooliaa</dc:creator>
<guid>gooliaa.blogfa.com/post/151</guid>
</item>
<item>
<title>سور ما</title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com/post/150</link>
<description>آلبالو پلو غذای خاصی است. جزو غذاهای مجلسی به خصوص در مجالس قدیمی که طرفدار هم زیاد داشته. اما کم‌کم از خاطره سفره‌ها در حال کم‌رنگ شدن است. اما جزو غذاهای محبوب من است. معمولا در مهمانی‌ها سعی می‌کنم کنار غذاهای دیگر در سفره بگذارم، زیبایی خاصی دارد. البته تزئین خیلی بهتر از این می‌تواند باشد به همراه خلال پسته و مخلفات دیگر. برای چاشنی از ادویه‌های مختلفی هم مثل دارچین و زیره و ... می‌شود افزود اما در مورد غذاهای این چنین از ابتکار خودداری می‌کنم.</description>
<pubDate>Sat, 29 Jun 2013 07:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gooliaa</dc:creator>
<guid>gooliaa.blogfa.com/post/150</guid>
</item>
<item>
<title>از زادروزهایی که تکرار می‌شوند بی‌هیچ تکان‌دهندگی.</title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com/post/148</link>
<description>سال‌ها قبل را وقتی به خاطر می‌آورم، البته نه خیلی دور را به نظرم می‌آید امید به زندگی (نه به معنای طول عمر) در میان آدم‌ها پررنگ‌تر بود با اینکه شکایت هم بود. اما این همه تلاش برای وانمود کردن به میل به داشتن زندگی نبود اما انرژی درونی آدم‌ها بیشتر به نظر می‌رسید این مساله را از روی رفتارشان به راحتی می‌شد دریافت. اما این روزها انگار انرژی و حوصله و انگیزه کمتر شده است. برای همین هم شاید تحقیقات و پایان‌نامه‌هایی که در مورد مساله امید به زندگی انجام</description>
<pubDate>Thu, 27 Jun 2013 13:59:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gooliaa</dc:creator>
<guid>gooliaa.blogfa.com/post/148</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com/post/147</link>
<description>تو، در جهان خوابگونه ام با من همیشه مهربان تری آنجا نفس آفتابی ات احساس می شود ترجیح می دهم، در عالم رویا با تو قرار ملاقات، بگذارم. عسگر آهنین</description>
<pubDate>Tue, 25 Jun 2013 19:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gooliaa</dc:creator>
<guid>gooliaa.blogfa.com/post/147</guid>
</item>
<item>
<title>در ستایش بی بندی و ناسازگاری</title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com/post/145</link>
<description>«هر چه انسانی فردیتش قوی تر باشد دیرتر و سخت‌تر می‌تواند با اجتماع و مناسبات آن سازگار شود. سازگار نشدن با قواعد و رسوم اجتماعی فرد را به تنها زیستن در حاشیه سوق می‌دهد. دلیل آن واضح است.؛ آنچه انسانی را از جمع جدا و متمایز می‌کند انتخاب و گزینش اوست. زمانی که گزینش فرد و شیوه‌ زندگی‌اش متفاوت با اکثریت مردم اجتماع شود به بیرون گود کشیده می‌شود. حاشیه‌نشین، خود، این فاصله با جمع را انتخاب می‌کند تا فردیت و دنیای شخصی و شیوه‌ خودخواسته‌ زندگی‌اش را از دست</description>
<pubDate>Wed, 19 Jun 2013 18:36:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gooliaa</dc:creator>
<guid>gooliaa.blogfa.com/post/145</guid>
</item>
<item>
<title>گریز از آزادی/ 4</title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com/post/144</link>
<description>درباره مفهوم آزادی مساله مهمی که اریک فروم به آن اشاره می‌کند مساله فردیت و تاریخچه پدید امدن هویت منفرد آدمی‌ست. «آغاز تاریخ اجتماعی بشر چنین بود که وی از حالت یکی بودن با جهان طبیعت بیرون آمد و از خویش به عنوان موجودی مجزا از محیط طبیعی و دیگر مردمان آگاه شد.» این آگاهی ابتدا تاثیری در منش و سبک زندگی فرد نداشت چرا که آدمی هنوز به جهان طبیعی و اجتماعی برخواسته از آن بستگی داشت و خود را جزئی از دنیای اطراف به حساب می‌آورد.</description>
<pubDate>Sun, 16 Jun 2013 20:35:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gooliaa</dc:creator>
<guid>gooliaa.blogfa.com/post/144</guid>
</item>
<item>
<title>کله‌‌پز برخواست سگ به جایش نشست</title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com/post/143</link>
<description>آیا مهلک بودن این سرنوشت را می دانی؟ این چنین شرم آور بودن را؟ &quot;مرعوب&quot; از طرد شدن، &quot;وحشت زده&quot; از حذف شدن، آشفته از چشیدن طعم تلخ اقلّیت بودن، دشواری وانهادن منفعتی حقیر را؟ بله می دانی! و از این روست که سازش می کنی و به هر سمتی می چرخی مانند آن خروسک بادنما کانفورمیست من یک انسان نوام آن‌قدر نو که دیرزمانیست که دیگر فاشیست نیستم من خیلی حساس و نوع‌دوستم و یه شرق‌شناسم قدیم‌ها طرفدار جنبش اعتراضی ۶۸ بودم و حالا مدت کوتاهی‌ست که طرفدار محیط زیست شده‌ام چند</description>
<pubDate>Sat, 15 Jun 2013 20:45:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gooliaa</dc:creator>
<guid>gooliaa.blogfa.com/post/143</guid>
</item>
<item>
<title>تا کِی همه چیز را به شوخی گرفتن!</title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com/post/142</link>
<description>روزهایی که می‌گذارنیم، روزهایی است که جامعه سرگرم گپ درباره مساله انتخابات است. دوره‌های قبل انگار ثابت شده بود که نظام حاضر نظامی دیکتاتوری است. به همین دلیل انگار سه دسته افراد در جامعه حضور داشتند؛ دسته‌ای که منافع ایشان در راستای منافع حکومت بود و دسته‌ای که منافع خود را در ابعاد مختلف اجتماعی و شخصی و اقتصادی و سیاسی مخالف با جهت حکومت می‌دیدند و همیشه دسته‌ای هم خنثی وجود دارد. آن زمان بحث بر سر تحریم، دیگر چک و چونه نداشت.</description>
<pubDate>Mon, 10 Jun 2013 20:49:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gooliaa</dc:creator>
<guid>gooliaa.blogfa.com/post/142</guid>
</item>
<item>
<title>بیا تا گندم یک خوشه باشیم / بیا تا آب یک رودخونه باشیم</title>
<link>https://gooliaa.blogfa.com/post/141</link>
<description>از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه انی رایت دهرا من هجرک القیامه (به درستی که من از دوری تو دنیا را قیامت می‌بینم ) دارم من از فراقش در دیده صد علامت لیست دموع عینی هذا لنا العلامه (اشکی در چشمانم نیست و این برای ما نشانه است ) هر چند که ازمودم از وی نبود سودم من جرب المجرب حلت به الندامه (پشیمانی برای کسی که آزموده را می آزماید روا است) پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا فی بعدها عذاب فی قربها السلامه (در دوری از او رنج است و در نزدیکی به او سلامت ) گفتم ملامت</description>
<pubDate>Wed, 05 Jun 2013 08:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gooliaa</dc:creator>
<guid>gooliaa.blogfa.com/post/141</guid>
</item>
</channel>
</rss>
