زبان خانه ی وجود است. هایدگر
سخن سایه حقیقت است … سخن بهانه است. مولانا
پ.ن: اگر زمان اضافه دارید میان فعالیتهایتان به اینجا سر بزنید.
سربازان مرداب
متن کامل ترانه
تا جایی که چشم کار میکند
مرداب و دشت دورتا دورمان است
آواز پرندهها شادی بخش نیست
بلوط ها سرد و برهنه خبردار ایستادهاند
ما سربازان مردابیم
با بیل به مرداب میرویم (تکرار)
در این دره، اردوگاه بنا شده است
جایی خالی از هر نشاط
در پس سیمهای خاردار
ما سربازان مردابیم
با بیل به مرداب میرویم (تکرار)
هر صبح هنگ به صف به مرداب
میرود برای کار آن جا
تا در زیر آفتاب سوزان
زیر و رو کند خاک و گل را
تا شاید بازگردند روزی به خانه
ما سربازان مردابیم
با بیل به مرداب میرویم (تکرار)
نگهبانان دائم پُست عوض میکنند
هیچ کس، هیچ کس، از این جا نمیتواند بگریزد
فرار تنها دستاوردش مرگ است
این واقعیت اردوگاه دور تا دور ما است
ما سربازان مردابیم
با بیل به مرداب میرویم (تکرار)
با این حال شکوهای نیست، چرا که
زمستان تا ابد نیست
روزی به شادمانه فریاد خواهیم زد
وطن دوباره از آن منی
پس از آن دیگر سربازان با بیلهاشان
به مردابی نخواهند رفت (تکرار)
در ادامه مطلب توضیح درباره این ترانه ثبت شده است.







جاده ها تمام نمی شوند