ابتدای جاده
سلام

معمولا در اولین برخوردها به هر شکلی، آشنایی و معرفی اهمیت زیادی دارد. اولین پست را به همین منظور مینویسم.
دلیل ساخت جاده، وبلاگی با همین نام بود که اخیرا فیلتر شد. در اینجا از موضوعات مورد علاقهام که گسترده هستند وگاه بیارتباط با هم خواهم نوشت؛ از و درباره زندگی و انسان و مسائل مربوط به این دو که گستره متنوع و وسیعی از موضوعات را شامل میشوند.
علت انتخاب عنوان «جاده» برای این وبلاگ دو دلیل دارد: اولی ارادتم به فیلم جاده ساخته فدریکو فلینی و دیگری مفهوم جاده در معنای انتزاعی آن است. به نظرم هر انسانی دنیای خود را دارد و در جاده مورد علاقهاش گام بر میدارد. با باور به محدودیت و جبر موجود در ذات زندگی فکر میکنم انسان مجموعهای از انتخابهای بسیار در مقابل خود دارد. جادهها زمان مرگ انسانها تمام میشوند. به نظرم دنیا بدون وجود انسان بیمعنا است.
علت انتخاب نام «گولیا» این است: گولیا کارالووا قهرمان دوست داشتنی کودکی من، شخصیت تاریخی و داستانی در واقع دختری پارتیزان بود که شخصیتی مبارز و جستجوگر داشت. سرانجام در عملیاتی نظامی کشته و در کنار رودخانه ولگا دفن میشود. کتابی به همین نام وجود دارد؛ گولیا نوشته یلنا ایلنا.
اشاره: تصویر شکلات کنایهای است به، رسم شیرین کردن کام هنگام آشنایی.
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۱۸ ساعت توسط گولیا
|
جاده ها تمام نمی شوند