تأمل
چه سوكوارانه / به اين نسلمان / مینگرم
كه آيندهاش تيره و
تهیست
و زير ِ بار ِ فضل و ترديد
به بيكارگی فرسوده میشود
مملُويم
از خطاهای پدرانمان
به محض ِ زادهشدن
و عقل ِ ديررس ِ ايشان
و از
نخست / زندگانی عذابی میشود
بهسان جادهای بیسرانجام و هموار
بهسان
ضيافتی بر سفرهای غريب
به نيك و بد / چه ننگين / بیاعتناييم
و از
ابتدای اين عرصهی پيكار
بیپنجهدرافكندنی
سست میشويم و تسليم
در
برابر فجايع / بزدلانی شرمآوريم
و در مقابل قدرت و زور / بردگانی
پليد
چونان ثمرهای ضعيفيم
كه تا زمانِ باليدن و رشد
طعم و رنگمان
حتا
چشمی را بر سر ِ شوق نمیآورد
ثمرهای غريبیم
يتيمشدگانی معلق /
بين ِ گلها
و ساعت ِ زيبايی ِ اين ميوه
زمان ِ سقوطش است
به وهن و
سخره گرفتيم
بهترين آرزوها را
و هر نوای عاشقانه را
و هر نهال نوخاسته از
خرَد را خشكانديم
غضب هديه كرديم
دوستان را و خويشان را
به زحمت و
زجر / از پيمانهی لذت چشيديم
و دريغا / كه توان حفظمان نبود
و پيمانه
شكست
از هر شادی و شوق / به بهانهی دلزدگی گريختيم
و بهترين ِ عصارهی
حيات را / مسرفانه مكيديم
آمالِ شعر
كمالات ِ هنر
مغز خُردمان را
تلنگری نزدند
و با حرص و ولع
احساسات ِ ناچيز ِ باقی
تهِ سينههامان
را مراقبيم
سينههايی / پر از خساست
و دستهايی / مملو ِ گنجی به
بطالت
نفرت و عشقمان نيز / اتفاقیست نادر
ارزنی از خويش فدا نكرديم /
براي عشق / يا حتا كينهای
و آنگاه / كه آتش از خون زبانه میكشد / چه سود
كه
در روحمان / سرمايی مهيب است / سلطان وجود
و گذشتگانمان نيز / ما را ملالند
و عذاب
تفنن باشكوهشان
فساد و فسق و فجورشان
و وجدانشان
كه تمسخر ِ
كودكانهایست
و اين نسل / چه پرشتاب / سوی گور و مرگ روانست
بی افتخاری
و سعادتی
و رو به راه ِ طی شده دارد
به پوزخندی و ندامتی
بهسان ِ
جمعيتی فسرده و مرده
كه بهزودی از يادها میرويم
از سر ِ اين جهان
میگذريم
بی نوايی / ندايی / ردِ پايی
نه بهر ِ آيندگان بذری افشانديم
/ از انديشهای شگرف
نه چيزی به نشان ِ نبوغ بر جا نهاديم
و بر خاك ِ ما
اگر
دادرسان و مردمان سختگيری گذر کنند
جز لعن و نفرتی / نثارمان
نكنند
لعن و نفرتی تلخ
از سوی فرزندی فريبخورده
در حق ِ پدری
مسرف و
خائن
ترجمه حمیدرضا آتش برآب
پ.ن: چقدر برخی فضاها به هم نزدیک است. وقتی این شعر را خواندم انگار شاعری از زمانه اکنون آن را سروده بود. تا چندین سال باید اسیر باشیم. تا چه مدت باید تاوان بدهیم، تاوان چه را! جهل پدران خود را. جز این است؟
جاده ها تمام نمی شوند