موسیقی مثل آب

چطور، در شب تابستان
نتهای اسرارآمیز از گلوی چند پرنده به صدا در میآیند
به تاریکی میخورند و همان جا که هستند می مانند
اما پس از آن هم، تا مدت ها موسیقی همچنان ادامه مییابد
چطور در من حرکت میکنی تا وقتی سکوت خود به حرکت درآید
صریح و دقیق مثل نت ها
چطور متوقف نمیشوند
موسیقی مثل آب, راهش را پیدا میکند
چطور خیال میکنیم آنچه آغاز کردهایم متعلق به ماست
چطور به این زودی از میدان به در میرود
زندگیهای دیگری گلوی هوا را صاف میکنند
تا وقتی زیبا و دگرگون شود
چطور دگرگون شدهام از تو و دگرگونت کردهام
چطور پر اشتیاق گلو باز میکنیم برای آواز
چطور موسیقی ما را به هم زنجیر میکند
اما آواز در شب تابستان را نه
چطور موسیقی میشکند و متوقف میشود
چطور زبان ما میگیرد اما نت ها همچنان بالا میروند
از ما میگذرند
چطور در سکوت خود را کامل میکنند
و سکوت ما را کامل می کند، ساده مثل آن چند نت
که در شب تابستان به تاریکی پاسخ میدهند و خاموش میشوند
/ جین هرشفیلد/

جاده ها تمام نمی شوند