اگر در ابتدای زندگی فرصت انتخاب داشتم. دوست داشتم یک کولی باشم. یک کولی در کوهستان‌های سنگی و سرد، یک کولی با موهای بلند و نامرتب، با دامن رنگارنگ و کشیده روی زمین. دوست داشتم شالی دور کمرم می‌بستم. یک کولی در کوهستان‌های سنگی و سرد، اگر در ابتدای زندگی فرصت انتخاب داشتم. نوازنده می‌شدم، نوازنده‌ای دوره‌گرد، آرامش را نمی‌جستم و تنها آزادی را فریاد می‌کردم. یک نوازنده کولی با کفش‌های چرمی و ساق بلند، یک نوازنده کولی بودم با گیتاری و سازدهنی کوچکم و همراه با خانواده‌ام همیشه در راه بودم. صدای آوازم فضای کوهستان را پر می‌کرد.

زمانی که با غریبه‌ها برخورد می‌کردم، آن‌ها از من می‌خواستند تا سرنوشت‌شان را از میان خطوط دست‌هاشان برایشان بگویم. روزی که یک کولی بودم با موهای بلند و دامن رنگارنگ برای غریبه‌ها ساز می‌زدم و می‌خواندم و برایشان داستان سرنوشت‌شان را می‌گفتم. با سازم و داستان‌هایم از میان خطوط دست‌هاشان به قلب‌شان وارد می‌شدم و بذر امید را می‌کاشتم. شب کنار آتش برایشان می‌نواختم و غریبه‌ها می‌رقصیدند و صبح با ما همراه می‌شدند و دیگر غریبه نبودند.شاید اگر کولی بودم شاید غریبه‌ها یادم می‌دادند که چطور دیگر گونه‌هایم سوخته و دستانم زبر نباشد در عوض من به آن‌ها یاد می‌دادم چطور بی‌بهانه شاد باشند.


پ.ن: این ترانه را گوش کنید. زیباست.

می‌گوید:

این ترانه برای شماست، نیکولا و بارت
آرام بگیرید تا ابد در قلب‌های ما
پایان، آنجاست که شما از حرکت بازبایستید
دردتان، دردتان، قدرتتان
---
«جان بائز (صدای وجدان آمریکا)در دهه ۷۰ «مرثیه ساکو و وانستی» را به یاد دو فعال جنبش کارگری دهه ۲۰ آمریکا نوشت. (بائز دو ترانه برای ساکو و وانستی نوشته و خوانده است) اثری در نوع خود بی‌نظیر که پس از آن به اکثر زبان‌های زنده‌ی دنیا ترجمه و تا کنون توسط بسیاری از ترانه‌خوانان جهان اجرا شده است.
نیکولو ساکو و بارت وانستی دو آنارشو کمونیست و رهبر اعتصاب‌ها و جنبش کارگری دهه‌ ۲۰ آمریکا یودند. این دو مبارز آمریکایی که در اصل از مهاجران ایتالیایی بودند قربانی‌ دسیسه‌ای شوم شدند و به خاطر قتلی که انجام نداده بودند توسط پلیس بازداشت و بعد در دادگاه محاکمه گشتند. ساکو و وانستی بر روی صندلی برق به قتل رسیدند. ۴۰ سال پس از آن «قتل قوه‌ قضائیه» مرثیه‌ زیبای جان بائز منجر به تقویت دادخواهی‌ آنان شد تا سرانجام فرماندار ماساچوست(همان جایی که محکوم و اعدام شده بودند) در سال ۱۹۷۷ یعنی ۵۰ سال پس از اعدام آنها رسما از خانواده‌شان عذرخواهی کرد و حکم برائتشان را صادر نمود.»