بازخوانی
امروز عصر داشتم به موسیقی زیبایی گوش میکردم از هنرمندان ایتالیایی که برای اکثریت هم آشنا هستند. اسم فایل موسیقی رمنس ایتالیایی بود. آثاری از انیو موریکونه و پوچینی و متن فیلم پدرخوانده و .. بود.
چند روزی است یکی از کتابهای فروم دستم است و مطالب فوقالعادهای از آن میخوانم. اینکه میگویند بعد از یک سنی دوباره خوانی کتابها ممکن نیست حرف صحیحی نیست و من اغلب چند وقت یکبار باز میگردم و کتابهای خوب و برگزیده سابق را بازخوانی میکنم. واقعا ارزشش را دارد.
از بیشمار سودهای کتابخوانی این است که آدم را از دنیای آدمیان دور میکند و کمک میکند به ایشان جور دیگری نگاه کنی. کتاب آدم را مهربانتر و صبورتر هم میکند. باعث میشود آدم بیشتر لبخند بزند. دور شدن از میان دنیای سرشار از تردید و ناباوری و حساب و کتاب و رفتارهای حسابشده و آزاردهنده، ادمهای نامطمئن به خود و دیگران. آدمهایی که از خودمنشی ندارند و رفتارشان فقط عکسالعملی است در مقابل رفتار تو. دنیای پیچاندن و سرکار گذاشتن و آدم را خر حساب کردن. کتاب ادم را از این فضا دور میکند. از دنیای ناصافی و خردهحساب تصفیه کردن و فهماندن که من خر نیستم و زبل هستم. دنیایی که از تو انتظار همدلی دارد. کتاب سودهای زیادی دارد. بله آدم را دور میکند از آدمهایی که تکلیفشان با خودشان هم مشخص نیست. خیلی خوب است. حاضرم بارها و بارها کتابهای خوانده شده را بازخوانی کنم و به سوالاتم بپردازم تا آدمیان سرگرم باشم. باید ایشان را به خود رها کرد و به خودشان واگذاشت تا هر زمان که خواستند به خود مشغول باشند.
پ.ن: اینجا میتوانید بشنوید و لذت ببرید.
جاده ها تمام نمی شوند