با احترام فراوان به خوانندگان وبلاگ جاده ارزش این پست فقط به اندازه پانوشت است. اما ذکرش یک بار برای همیشه ضروری به نظرم آمد.

پ.ن:حس خوار داشت, حس فرونگریستن, حس نگاه از بالا, تصویری نادرست از آنچه خوار داشته می شود, به دست می دهد. و هزار بار بدتر از آن, آدمی را در باب تفرت کینه  نهفته در دل دشمن خویش- البته در دل آن (آدم) به خطا می رود.تبارشناسی اخلاق نیچه / ترجمه ی داریوش اشوری

همان طور که در پست ابتدایی نوشتم این وبلاگ صرفا برای به اشتراک گذاشتن علاقه مندی های نویسنده با انسان های دیگر است. نه به دلایلی دیگر از جمله: جلب محبت, خودنمایی, تحقیر دیگران به واسطه موضوعات عنوان شده و مزخرفاتی از این دست ...

اگر پیشنهادی می دهم و در مورد دوستان درباره پیشنهاد اصرار می ورزم چون احساس می کنم تجربه من برای دیگران ممکن است مفید باشد و بالعکس. به دیگران این حق را می دهم نپذیرند ولی قبول نمی کنم ناراحت یا دلگیر شوند. چون درون خود جز خیر دیگران نمی اندیشم. از این پس به کامنت هایی که به هر نوع به صورت آشکار یا مستتر حاوی پیام های خاله زنکی از جمله دلخوری, اثبات وجود با مخالفت های غیر منطقی, کلکل کردن به صرف نمایش قدرت لفاظی و ... پاسخی نخواهم داد. تنها کامنت هایی که به دور از کوته نظری حاوی دیدگاه صریح و صادقانه نویسنده است پاسخ می دهم. خواننده وبلاگ مخاطب تمام پست ها نیست. دلیلی ندارد برای هر پستی کامنت گذاشته شود مگر آنکه موضوع پست برایتان جالب باشد و متقابلا از طرف خواننده حرف حسابی برای گفتن یا بیان احساسی در کار باشد. این پست مخاطب خاص ندارد.

پ.ن:اخلاق بردگان برای رویش همیشه نخست نیاز به یک جهان بیرونی دشمنانه دارد. به زبان فیزیولوژیک, برای آنکه کنشی داشته باشد به یک انگیختار بیرونی نیازمند است - زیرا کنش آن از بنیاد واکنش است.

قیام بردگان آنگاه آغاز می شود که کینه توزی خود آفریننده می شود و ارزش زا: کینه توزی وجودهایی که {امکان} واکنش راستین, واکنش عملی, از ایشان دریغ شده است و تنها از راه یک انتقام خیالی آسیبی را که خورده اند جبران توانند کرد. هر اخلاق والاتبارانه از دل آری گویی پیروزمندانه به خویش بر می روید؛ اما اخلاق بردگان نخست به آنچه (بیرونی) ست, به آنچه ( دیگر ), به آنچه ( جز- او) ست نه می گوید. و این همانا کنش آفریندگی اوست. همان کتاب

عنوان: هرجه محتسب مزاحم تر به همان اندازه جامعه بی پایان تر . . هرچه اندیشه نادرتر به همان اندازه سراینده تنها تر . . هرچه آگاهنده سرشار نیازتر آگاه تر , دوردست ایماهای رهایی بخش. هایدگر/ ایماها