دانایی مایه لذت شیر-ارادگان است.

« برادران، آنچه من در انسان دوست توانم داشت این است که او فراشدی‌ست و فروشدی. در شما نیز بسا چیزها هست که در من مهر امید می‌انگیزد.

این که شما خوار داشته‌اید، شما انسان‌های والاتر، این مرا امید می‌بخشد. زیرا خواردارندگان بزرگ پاس‌دارندگان بزرگ‌اند.

این که شما نومید گشته‌اید، بسی چیزها درین نومیدی احترام‌انگیز است. زیرا شما نیاموخته‌اید تن سپردن را. شما نیاموخته‌اید زیرکی‌های خوارمایه را.

زیرا امروز مردم کوچک سروری یافته‌اند و همه تن سپردن و خرسندی و زیرکی  و زرنگی و حسابگری و چه و چه‌های فضیلت‌های کوچک را موعظه می‌کنند.
...

برادران بر این سروران امروز چیره شوید، بر این مردم کوچک! اینان بزرگ‌ترین خطر برای انسان‌اند.

بر این انسان‌های والاتر چیره شوید بر فضیلت‌های کوچک، بر زیرکی‌های کوچک، بر حسابگری‌های سنگ‌ریزه‌وار، بر گردآمدن‌های مورچه‌وار، بر آسودگی نکبت‌بار، بر نیکبختی بیشینه‌شمار!

نومید بودن به که تن سپردن! و همانا شما را از آن رو دوست می‌دارم که امروز نمی‌دانید چه‌گونه زندگی باید کرد، شما انسان‌های والاتر! پس بِهین زندگی شما راست.»

پ.ن: تنها راه درک زرتشت نیچه آن است که باید این کتاب را زندگی کرد. من این کتاب را زندگی خواهم کرد.