اجرای عاشقانه زندگی
سِرِناد در لغت به معنی موسیقی شبانگاهی در مقابل اوباد به معنی موسیقی صبحدم است. قرن ۱۸ در ونیز شاعران و نوازندگان دوره گرد شبها زیر پنجره اشراف و اعیان میایستادند و به اجرای هنرشان میپرداختند. در واقع از صاحب خانه تمجید میکردند. نام این اجراها را سرناد گذاشته بودند. دوران کلاسیک هم آهنگسازان قطعاتی که فرم آزاد و چند موومان داشت سرناد مینامیدند. اجراها اغلب به مناسبت جشنها بود. جایگاه سرنادها از سمفونیها کمتر بود. با وجود اینکه بزرگان موسیقی مثل چایکوفسکی، برامس و دورژاک سرنادهایی ساختند اما در دورۀ رمانتیک سرناد محجور ماند. بعدها تبدیل به آوازهای عاشقانه زیر پنجره محبوب شد. گفته می شود اولین سرناد به معنای اصیل توسط موتزارت ساخته شد که دون ژوان نام داشت.

سرناد اثر شوبرت، قطعۀ چهارم مجموعۀ آواز قو است. متن شعر این آواز توسط شاعر آلمانی لودویگ رلستاب (Ludwig Rellstab) سروده شد. اصل قطعه برای پیانو و آواز نوشته شده ولی گاهی تنظیمهای مختلفی برای سازهای دیگر هم انجام شده که معروفترین آن کار فرانتس لیست است که برای پیانوی تنها بدون آواز بود. اگر سریال ارتش سرّی را به خاطر داشته باشید در تیتراژ ابتدایی سریال ریل راه آهنی نشان داده می شد و همراه آن موسیقی زیبای مجارستانی بود؛ آن اثر از کارهای فرانتس لیست به نام «راپسودی های مجار» بود.
مطمئن هستم مثل من از شنیدن این اثر لذت خواهید برد. هر چند احتمالا تا به حال بارها و بارها شنیدهاید. من عاشق اجرای این اثر با پیانو و صدای محزون ویلون هستم. وقتی به آدم میگویند از زندگی لذت ببر، اولین گزینهای که به ذهن میآید موسیقی است. به این فکر نمیکنی این اثر, کارِ انسان دیگری است، چیزهایی درونت خلق میکند که گویی چیز مشترکی میان تو و خالق اثر هست. انگار از ابتدا آنجا بوده و به کسی تعلق نداشته. موسیقی مالکیت بردار نیست. به نظرم حق کپی رایت در مورد موسیقی از اساس قانون مزخرفی است. نباید موسیقی را در حد کالا تنزل داد.
وقتی به نوع نگاه و درک این مرد از زندگی فکر میکنم و همان زمان نگاهی میاندازم به موضوعاتی که در جامعهام و محیط زندگیام درگیر آنها هستم، احساس حقارت میکنم. همیشه فکر میکنم هنرمندان انسانهای بخشندهای هستند. انسانهای بزرگواری که با سخاوت تمام آنچه از زندگی درک و دریافت میکنند در اختیار دیگران میگذارند. از تمام آن پروسه ها و تلاشها، آنچه نصیب ما میشود لذت اثر است. اما کسی مثل من به فرض 40 سال هم زندگی کند, نهایت به چه درکی خواهد رسید! بگذریم.
این متن آواز است.
Durch die Nacht zu dir
In den stillen Hain hernieder
Liebchen, komm zu mir
آوازهای من تو را نرمنرمک
در شب هنگام میخوانند
آن پایین در بیشهٔ خاموش
نازنینا! نزدیک من آ
در شب هنگام میخوانند
آن پایین در بیشهٔ خاموش
نازنینا! نزدیک من آ
Flüsternd schlanke Wipfel rauschen
In des Mondes Licht
Des Verräters feindlich Lauschen
Fürchte, Holde, nicht
In des Mondes Licht
Des Verräters feindlich Lauschen
Fürchte, Holde, nicht
آن پچپچ، خشخش برگ های نازک
در مهتاب است
از شنود خصمانه خائن
بیممدار عزیزکم.
در مهتاب است
از شنود خصمانه خائن
بیممدار عزیزکم.
Hörst die Nachtigallen schlagen
Ach! sie flehen dich
Mit der Töne süßen Klagen
Flehen sie für mich
Ach! sie flehen dich
Mit der Töne süßen Klagen
Flehen sie für mich
آیا آواز بلبان را میشنوی؟
آه! ملتمسانه تو را میخوانند
با نغمههای شیرین آوازشان
تو را از بهر من میخوانند
آه! ملتمسانه تو را میخوانند
با نغمههای شیرین آوازشان
تو را از بهر من میخوانند
Sie verstehn des Busens Sehnen
Kennen Liebesschmerz
Rühren mit den Silbertönen
Jedes weiche Herz
Kennen Liebesschmerz
Rühren mit den Silbertönen
Jedes weiche Herz
ایشان اشتیاق دل را میفهمند
درد عشق را میدانند
با الحان نقرهای خویش
دل های نازک را آرام میسازند.
درد عشق را میدانند
با الحان نقرهای خویش
دل های نازک را آرام میسازند.
Laß auch dir die Brust bewegen
Liebchen, höre mich
Bebend harr' ich dir entgegen
Komm, beglücke mich
Liebchen, höre mich
Bebend harr' ich dir entgegen
Komm, beglücke mich
بگذار تا اندرون سینهٔ تو را نیز بیاشوبند.
دلبرا! مرا بشنو
لرزان به انتظارت نشستهام
بیا شادم کن!
پ.ن1 : سرناد شوبرت را بشنوید و اینجا ببینید .
دلبرا! مرا بشنو
لرزان به انتظارت نشستهام
بیا شادم کن!
پ.ن1 : سرناد شوبرت را بشنوید و اینجا ببینید .
اگر برای شنیدن اثر از لینک های بالا مشکل داشتید می توانید با دو تنظیم برای پیانو و ویولن و همچنین تنظیم برای پیانو و گیتار و اجرای گروهی پلاسیدو دومینگو(تنور محبوب من که ایفاگر نقش مغربی سیاه, اتللو بود) همراه پاواروتی به این لینک از سایت والا میوزیک مراجعه کنید. اگر مجدد موفق نشدید آدرس ایمیل بگذارید تا برایتان بفرستم.
پ.ن2: ویولن را با احتیاط برداشت، شروع به زدن کرد. سرناد شوبرت بود. /سگ ولگرد. صادق هدایت/
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۶/۰۶ ساعت توسط گولیا
|
جاده ها تمام نمی شوند