ترانه ای بود زمان کودکی ام که بیشتر در دهان چپ‌ها می‌چرخید. در واقع هیچ وقت هم از ریشه این ترانه اطلاع پیدا نکردم. تا مدت‌ها پخش نمی‌شد تا اینکه اولین بار از تلویزیون وطنی در دیداری که دوره ریاست جمهوری رفسنجانی از شهرستانی، توسط دختران روستایی با آن لباس‌های چین و واچین و رنگارنگ‌شان برای خوشامد به مقامات خوانده شد. ترانه‌ای که همیشه چهره دختران شاد و خندان را به ذهنم می‌آورد.

گندم گل گندم گل گندم گل گندم
زمینش مال ماست آبش مال مردم گل گندم
گندم می کاریم همچین و همچون گل گندم
زمینش مال ماست آبش مال مردم گل گندم
درو اش می کنیم همچین و همچون گل گندم
زمینش مال ماست آبش مال مردم گل گندم
آسیاب می بریم همچین و همچون گل گندم
زمینش مال ماست آبش مال مردم گل گندم
آردش می کنیم همچین و همچون گل گندم
زمینش مال ماست آبش مال مردم گل گندم
ما نون می پزیم همچین و همچون گل گندم
زمینش مال ماست آبش مال مردم گل گندم
وقتی می خوریم همچین و همچون گل گندم
زمینش مال ماست آبش مال مردم گل گندم


اولین بار در کاست شهر قصه با صدای بیژن مفید شنیدم. وقتی در مهمانی‌ها می‌خواندم پدرخوانده کلی افتخار می‌کرد. دنیایی داشتیم آن روزگار، آن جوری که هنوز درگیرش می‌شویم. جالب اینکه ترانه‌ها مردمی بود. یعنی ترانه‌هایی را چپ‌ها می ساختند و مردم (حتی مذهبی) هم زمزمه می ‌کردند. وقتی مادرم در اشپزخانه کار می‌کرد این را زمزمه می‌کرد. مخصوصا وقت‌هایی که پدر خانه بود.

شهر قصه از اثرگذارترین کارهای زمان کودکی من بود. اگر علاقه‌مند بودید می‌توانید از اینجا بشنوید.