مدتی قبل فیلمی دیدم درباره دارو دسته خلاف کارها و گروه‌های پلیسی که میان آن‌ها نفوذ کرده بودند. یکی از پلیس‌ها به رئیس گروه نزدیک شده بود. شبی که برای انجام معامله‌ای همراه هم بودند. رئیس باند می‌گوید: «می‌دونی علائم اختصاری چیه؟» پلیس نفوذی: «چی؟!» رئیس: «علائم اختصاری را می‌گم. حروف مخفف.» نفوذی: «آهان، آره یه چیزهایی دربارش شنیدم.» رئیس: «چیز خیلی خوبیه من برای خودم یه شعار دارم با حروف اختصاری.» (الان دقیقا یادم نیست چی بود ولی این را فرض می‌کنیم مثلا) « «ق.ث.آ» یعنی قدرت و ثروت و آزادی. خوب بد نیست تو هم یکی برای خودت بسازی.»  دفعه بعد که باز همدیگر را می‌بینند. رئیس از نفوذی درباره شعارش می‌پرسد. رئیس: «خب چی شد؟ شعار اختصاری تو چیه؟ شعار اختصاری به آدم جهت و قدرت می‌دهد.» نفوذی کمی فکر می‌کند و می‌گوید: «ز.چ.م» (این را خوب یادم هست.) رئیس: «خب بگو معنیش چی می‌شه؟» نفوذی: «زندگی چیز مزخرفیه.» :-)

خیلی دوست داشتم بدونم اگر اون مرد نفوذی در جامعه‌ای مثل جامعه ما زندگی می‌کرد با این سیستم اجتماعی و نظام حکومتی اون وقت شعار اختصاریش چی بود؟
اغلب به هنرمندان غبطه می‌خورم. به دلیل استعداد و آموزشی که دیده‌اند می‌توانند هیجانات و تفکرات خود را در قالبی مورد پسند و با شیوه‌های متنوع ابراز و بیان کنند. به خصوص در این شرایط هنر می‌تواند حرف‌های بسیار برای گفتن داشته باشد. شاید در یک جامعه سالم دارای معیارهای رشد و سلامت هنر برای هنر معنا داشته باشد ولی به نظرم در این زمان هذیان است.
معیارهای سلامت داشتن یا نداشتن سازگاری است. اگر سازگاری را صرفا انطباق با محیط در نظر بگیریم برداشت غلطی است زیرا اصولا فرد سازشکار انسان سالمی به حساب نمی‌آید مقایسه کنید با اصل یک دستی در جامعه محافظه‌کار و مذهبی ما. سازگار خواسته‌های خود را در نظر نمی‌گیرد. عکس این حالت انسان فردگرا است که خلاق است، سازگار است، هدفمند است و بدون آسیب به خود و دیگران برای رسیدن به حداکثر شادمانی تلاش می‌کند. در زمانه پست مدرنیسم به جای دنباله‌روی(conformist) بر فردگرایی( individualism) تاکید می‌شود. در حالی که اگر شرایط محیط زندگی در فرد احساس ناایمنی و اضطراب ایجاد کند، این اضطراب در طولانی مدت باعث کاهش اعتماد به نفس می‌شود که باعث بروز مشکلات درونی می‌شود .اضطراب و استرس موجب اختلال شخصیت پیش‌رونده شده که تبدیل به روان‌نژندی می‌شود و به اصطلاح فرد کم‌کم روانش می‌میرد. با گذشت زمان و تداوم این وضعیت مشکلات و اختلالات درونی کم کم بر رفتار بیرونی اثر می‌گذارد و تعارض بیرونی پدید می‌اید و در نهایت نتیجه می‌شود آن چیزی که در جامعه می‌بینیم؛ از میان رفتن صمیمیت بین افراد و عدم اعتماد بین فردی و پرخاشگری به صو‌رت‌های مختلف رفتاری و کلامی در قالب تحقیر و جوک و بد‌دهنی و ... پارانویای فراگیری که می‌بینیم. الگوهای رفتاری غلط با بازخوردهایی که از محیط می‌گیرد تکرار و تقویت می‌شود و درونی شده و بخشی از شخصیت ما می‌شود. سرمایه فرهنگی یک جامعه این‌گونه به باد می‌رود، مسئله اعتماد میان ایرانیان بسیار ارزشمند بوده که  قول و حرف مرد نمونه‌ای از آن بود.
برای درمانگر موفق 5 ویژگی مشخص شده است بد نیست سعی کنیم این ویژگی‌ها را در خود تقویت کنیم شاید بتوانیم ابتدا خودمان درمانگر خود باشیم.
1. خودآگاهی (self awareness)
2. تمرکز و آرامش (concentration, been relax)
3. شوخ طبعی (humor)
4. صداقت (honestly)
5 نگرش بدون داوری نسبت به خود و دیگران

پ.ن1: سازگاری: مجموعه‌ای از تغییرات روانی که در یک زمان و موقعیت برای ارضای نیاز فرد و رسیدن به امیال بدون آسیب به خود و دیگران پیش می‌آید.
پ.ن2: برای افرادی که درون خود خشم بسیاری احساس می‌کنند معمولا فعالیت‌های پرتابی بسیار مناسب است. فعالیت‌هایی مثل: تنیس، دویدن، شنا و ...

دیدن این ویدئو هم بد نیست.